پنج‌شنبه , نوامبر 21 2019
خانه / مطالب / واکنش مغز در مقابل فعالیت های جدید

واکنش مغز در مقابل فعالیت های جدید

حتما شنیده اید که شخصی پس از چند روز ماندن در زیر آوار، زنده بیرون کشیده میشود.

دلیل این اتفاق و اتفاقات مشابه، مغز انسان است.

رسالت اصلی مغز انسان این است که بتواند انسان را با حداقل انرژی، برای مدت زمان طولانی زنده نگه دارد. این موضوع برای انسان پیامدهای منفی به دنبال دارد.

یکی از این پیامدها، مقاومت مغز در مقابل فعالیت های جدید است. چون در این حالت، مغز باید برخلاف فعالیت اصلی که برایش تعریف شده، انرژی بیشتری برای یادگیری، تحلیل و فکر کردن به فعالیت جدید صرف کند.

در مقابل این فعالیت ها، فعالیت هایی هم هستند که مغز برای انجام آنها، مقاومتی نمیکند. اینها فعالیت هایی هستند که در ناخوداگاه مغز قرار گرفتند ( مانند بستن کمربند، رفتن تا محل کار یا مدرسه ، شنا کردن و … )

برای جلوگیری از مقاومت مغز، باید فعالیت های جدید به فعالیت روتین و عادت تبدیل شود. یعنی باید فعالیت جدید وارد بخش «ناخودآگاه» مغز شود. این بخشی است که رفتارهای تکراری را ذخیره میکند.

برای مثال، زمانی که شما میخواهید فعالیت جدیدی مثل ورزش، رژیم یا درس خوندن را شروع کنید، ابتدا با مقاومت مغز مواجه میشوید.

اما این فعالیت ها پس از چند ماه وارد بخش ناخودآگاه مغز میشوند.

بنابراین ما میتوانیم با تکرار رفتارها، آنها را به عادت تبدیل کنیم.

اما چرا بیشتر اوقات شکست میخوریم❗️

چرا نمیتوانیم رفتارهای خوب ( مثل سیگار نکشیدن، ورزش کردن و … ) را به همین راحتی به عادت تبدیل کنیم؟

در زمان شروع فعالیت و ادامه مسیر فعالیت، دو موج مقاومت از طرف مغز وجود دارد.

موج اول در زمانی است که میخواهید قدم اول را برداشته و فعالیت را شروع کنید.

موج دوم نیز در زمانی است که پس از گذشت چند ماه از شروع فعالیت، رفتار در حال تبدیل به عادت است. در اینجا شما احساس میکنید در ریتم مشخصی هستید، اما به یکباره مکث و دلسردی ایجاد شده است. در این زمان که عادت شما در حال شکل گیری است، و به هیچ عنوان نباید تکرار را قطع کرد.
چون حساس ترین مرحله ، همین جاست و مغز خیلی تلاش خواهد کرد تا به تنظیمات کارخانه برگردد و باری که روی دوشش هست و زمین بگذارد.

ما برای شروع فعالیت به دو چیز احتیاج داریم : انگیزه یا اراده.

انگیزه بر پایه ی احساسات انسان بنا شده است.

به این معنی که ما ممکنه با کوچکترین چیزی انگیزمون کمرنگ بشه و به مغز این بهانه رو بدیم که دست از تلاش برداره.

بنابراین انگیزه قابل اعتماد نبوده و نمیتوان به آن تکیه کرد.

در نتیجه ما برای ادامه ی فعالیت، به جای انگیزه، به «اراده» نیاز داریم. اراده چیزیست که شما را مجبور به انجام کاری در یک بازه و ساعت مشخص میکند. بدین شکل میتوانید ذهن خود را به شکل دلخواه تربیت کنید.

برای پیشرفت بهتر، چند نکته است که باید همیشه به یاد داشته باشید:

۱- به خودتان جایزه بدهید

۲- قدم های کوچک خود را نادیده نگیرید

اگر در حال تمرین موسیقی هستید، زمان های کوتاه تمرین نیز در صورتی که همراه با تمرکز باشد، شما را به سمت عادت سوق میدهد

۳- خونسرد باشید باشید و سعی کنید فعالیت خود را به صورت روتین و ثابت انجام دهید

۴- به خود تلقین کنید که فعالیت در حال انجام شما میتواند چقدر راحت باشد

یکسری جملات و نکات باید از بیرون وارد مغز شود. بنابراین راحت بودن فعالیت خود را بلند بیان کنید. وقتی میخواهید راحت بودن فعالیت خود را تلقین کنید، این کار را با صدای بلندی انجام دهید که گوشتان بشنود. گوش مانند موسیقی، تاثیر بسیار زیادی بر مغز دارد.

در آخر اگر احساس ناامیدی کردید، به عقب برگردید، هدف خود را کوچکتر کرده و مجددا برای آن هدف تلاش کنید. اگر مغز کاملا مقاومت نشان میدهد و طی چند روز، نتیجه ای حاصل نشد، یعنی هدف شما بزرگ است و باید برای آنکه مغز با سرعت بیشتری خود را با شرایط وفق دهد، هدف را کوچکتر کرد تا قدم به قدم ذهن را هوشیار تر بکنیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *